همچین پسری کی دیده؟
به نام خدا
همچین پسری کی دیده؟؟

از کجا شروع کنم نمیدونم...
از ادا و شکلک های جدیدت؟؟ از تقلید چشمای گربه ی مصطفی یا گربه ی نازی؟...(گربه های توی کتابت)چقدرررررر هم ماهرانه این کار و میکنی...
از بی بی گفتنت به جای نی نی !!! ایگل به جای عقاب!!! مرحبا به تو...
تا کی میخوای به این شیرین شدن و دلبری هات ادامه بدی نمیدونم.... من که دیگه هلاکتم پسر... هلاک اون دستای توپولی که گاه و بی گاه... آروم آروم صورت مامان و نوازش میکنه... بعدشم یه بوسه ی آبکی...به به
تر و تمیز بودنت برام ثابت شده.... روزی ١٠٠ بار خونه رو جارو دستی میکشی... بعد میبری کنار سطل زباله ١٠٠ بار باز و بسته میکنی... مثلا که داری آشغال ها رو خالی میکنی... و دوباره جارو میکشی... از محبوبترین اسباب بازی هات اسکاچ ظرفشوییه...!!!!
اسکاچ و میگیری کف دستت و با دقت تمام درو دیوار و میز و تی وی و سرامیک کف و یخچال و همه چی رو تمیز میکنی.... اونم چه تمیزی... بعدش من باید همه ی خراب کاری های تو رو تمیز کنم!!!
آب که میخوری.... چند ثانیه بعد ی صدایی میاد... تلق... لیوان و پرتاب میکنی توی سینک ظرفشویی... ازت ممنونم که انقدر کمک حال مامانی!!!
بعد از هر بار لیمو شیرین خوردن یه دست لباس باید عوض کنی... گاهی کارت به حموم رفتن هم میکشه!!! گوارای وجودت آب لیموشیرین ها...
بعد از ظهر ها باید یه آهنگ شاد بذاریم ... و دوتایی حرکات موزون انجا بدیم... من فدای رقصیدنت پسرک... وقتی ادای رقصتو در میارم از ته دل میخندی!!!!
اینم تقلید از گربه ی نازی:

این گربه ی مصطفی:

عاشق این لب و لو چه هاتم که ادای موش و در میاری... یا فوت میکنی... یا بوووس میکنی:



همچین پسری کی دیده؟
